سيد احمد على خسروى
78
راهنماى داروهاى تندرستى ( فارسى )
ضمن تغذى بغذاى غليظ تغذّى بغذاى نضيج بحدّ افراط و سوخته را خواهد كرد و از غذاى سوخته اخلاط سوخته در بدن ظاهر خواهد گرديد و اين موادّ غير قابل سبب وجود مرض است على اىّ حال عمل به اين رويّه و طريقه كه مخالف با اقوال اطبّاء و دانشمندانست نمىتوان نمود و بهتر آنست كه اكتفا كنند در غذا خوردن بيك غذا در يك مجلس تا سير شوند با مراعات حفظ صحّت البته در حفظ صحّت كه بعدا خواهد آمد طريق تغذّيرا مفصلا بعرض فارئين محترم اين مختصر مىرسانيم و بايد سعى كند كه نباشد در غذايش غذاى دوائى مثل كاهو و سير و ترها مثل سبزى . در اكل و شرب است . مخفى نماند مأكول و مشروب را كه در بدن داخل مىشوند به دو وجه تعريف مىكنيم . يك دفعه مىگوئيم اشبائى كه در بدن وارد شوند يا بكيفيّت عمل كنند نه بمادّه و صورت مانند بنفشه و زوفا و افسنتين و نيلوفر و از اين نوع و جنس ماكول را دواء مطلق مىگويند و يا بعنصر عمل كنند به اين معنى كه مأكول جزء بدن مىشود علاوه از عمل كردن بكيفيّت و اين قسم مأكول را غذاى مطلق ناميدهاند مانند نان و گوشت و يا نه بكيفيت عمل كنند و نه بعنصر بلكه عمل آنها بماده و جوهر باشد مانند مغناطيس و مهرگياه و بيش ( سمّى است ) پس عمل مأكول در بدن بسه طريق شناخته شد اوّل عمل بكيفيّت دوم عمل بعنصر سيم عمل به صورت و يك دفعه مىگوئيم مأكول و مشروبى كه داخل بدن مىگردند يا بين بدن و آنها فعل و انفعال واقع شده از طرفين يا از يك طرف و اگر از طرفين شد و مأكول منفعل گرديده و جزء بدن شود مانند نان و گوشت اين را غذاى مطلق مىگويند و اگر فعل و انفعال از طرفين شد و مأكول جزء بدن نشد مانند بنفشه و زوفا و غيره اين را بدواى مطلق تسميه كردهاند و نيز فعل ابتداءا اگر از مأكول شد و بعد منفعل و جزء بدن بگردد مثل دارچين و ترنجبين اين را بدواى غذائى نام نهادهاند و اگر در ورود شيئى به داخل و